على محمدى خراسانى
92
شرح رسائل (فارسى)
اينكه : اينجاها رجحان احتياط جارى نيست بدليل اينكه احتياط از احاطه است يعنى كارى كنم كه بر تمام جوانب امر و مطلب مسلط و محيط شوم يعنى واقع را على جميع الاحتمالات انجام دهم و احراز كنم اين معنا در محتمل الوجوب عبادى ميسور نيست زيرا كه اگر عمل را بدون قصد قربت انجام دهم كه احتياط نيست چون عبادت قصد قربت مىخواهد و اگر با قصد قربت بجا آوردم هم احتياط نيست بلكه تشريع است چون بر مبناى مشهور عباديت و قصد قربت امر مىخواهد و علم به آن تفصيلا مثل اقم الصلاة و . . . و يا اجمالا مثل چهار صلاة به چهار جهت در قبله مجهوله [ كه اجمالا مىدانيم احدها امر دارد ] لازم است تا بتوان به قصد امتثال امر انجام داد تا عبادت شود و گرنه بدعت است پس احتياط در اينجا ميسور نيست پس رجحان ندارد . ان قلت : خود شما گفتيد احتياط ثواب دارد و ما مىگوئيم ثواب فرع بر امر است پس از راه ترتّب ثواب كشف مىكنيم وجود يك امر مولوى استحبابى را به برهان انّ يعنى از اثر به مؤثر رسيدن و عمل را به قصد امتثال آن امر انجام مىدهيم اين چه اشكالى دارد ؟ قلت : علاوه در اشكال اساسى كه بعدا در و التحقيق بدان اشاره خواهيم كرد . در اينجا مىگوئيم اوّلا ثواب مال امتثال امر به احتياط نيست بلكه مال نفس عنوان احتياط بما هو احتياط و اطاعة حكميه است . و ثانيا اصلا نتوان نام آن را ثواب گذاشت زيرا كه ثواب بقول متكلمين عبارتست از نفعى كه شخص مستحق آنست و اين نفع همراه با تعظيم و تكريم است و در ما نحن فيه استحقاق نيست چون استحقاق فرع بر وجود امر منجّز است كه نداريم و اگر به خود اوامر احتياط تمسك كنيد